محمد ابراهیمیان- نویسنده و منتقد تئاتر- از چاپ نمایشنامه «سرقت حجرالاسود» که پانزده سال برای آن وقت صرف کرده، خبر داد. وی، چند اثر جدید را نیز آماده چاپ دارد.
ابراهیمیان با بیان این مطلب ایبنا، گفت: پانزده سال است درباره نمایشنامهای با عنوان «سرقت حجرالاسود» تحقیق و مطالعه میکنم. این نمایشنامه از پنجاه سال قبل از بعثت آغاز میشود و درباره قبیلهای است که از مکه رانده شدند. آنها در یک شب هولانگیز به مکه یورش میبرند که سنگ حجرالاسواد را بربایند. درام این نمایشنامه از این بخش آغاز میشود و با تولد امام علی(ع) در خانه کعبه به عنوان کاملترین انسان به پایان میرسد. این نمایشنامه از سوی انتشارات صحنه به چاپ خواهد رسید.
وی در ادامه درباره «سهگانه عشاق» که شامل سه اثر «کرشمه لیلی»، «سوز مجنون» و «آهوی دشت شاهو» میشود، گفت: جلد اول این مجموعه «کرشمه لیلی» به چاپ رسیده. نوشتن جلد دوم را هم به پایان رساندم و مشغول نگارش جلد سوم این مجموعهام. این سه رمان با روایت اول شخص بیان میشود و تلاش کردهام یکدستی زبان، روایت و توصیفهای هرسه اثر به راه خطا نرود. در واقع کلمات این مجموعه را از وسعت بیکران ادب فارسی تراش میدهم. هر سه قصه با وجود مستقل بودن با یک رشته نامرئی پیوند میخورند. این دو اثر نیز از سوی انتشارات صحنه به چاپ میرسد.
ابراهیمیان، نمایشنامهای دارد با نام «طوبی در جنگ» که در دوازدهمین جشنواره تئاتر دفاع مقدس جایزه بهترین متن را از آن خود کرده. این اثر داستان زنی را به نام طوبی را در یک مقطع از جنگ تحمیلی روایت میکند. وی در راستای این اثر و بازگو کردن مسایل جنگ تحمیلی شش نمایشنامه مستقل که قهرمان و شخصیتهای اصلی آنها نیز مانند طوبی پاسدار سرزمین خودند، نوشته که به روایت او «شش طوبای دیگر» است. این آثار نیز از سوی انتشارت صحنه به چاپ خواهند رسید.
وی ادامه داد: رمان سهگانه «غم باد» در سال 1362 نوشته شد. در همان زمان تصمیم داشتم این اثر را به چاپ برسانم؛ ولی فضای حاکم بر این سه قصه چنان برای خودم رعبانگیز است که سالها این سهگانه را مخفی کردم. ولی به تازگی به این نتیجه رسیدم این آثار را بازنگری کرده و به چاپ برسانم.
ابراهیمیان، در حال حاضر مشغول نگارش رمان «سربازها در دریا میرقصند» است.
همچنین او مدتی است روی 300 نسخه تعزیه از منظر تاریخی، فرهنگی، جامعهشناسی، روانشناسی و هنر نمایش تحقیق میکند تا بتواند نقد و تحلیلی تاریخی از این نسخهها ارائه دهد. این موضوع بهانهای شد تا نظر این نویسنده را درباره تحقیق و پژوهش و نمایشی کردن آثار کلاسیک جویا شویم.
به گفته وی، تحقیقات در کشور ما بیشتر در انزوا صورت میگیرد و ما به این حوزه طی قرنها اهمیت و بها ندادهایم؛ در حالی که با تحقیق و پژوهش میتوان جهان را به سوی آینده پرتاب کرد.
به گفته ابراهیمیان، ادبیات ایران غنیترین ادبیات جهان به شمار میرود و بستری دارد که در قالب آن میتوان حداقل هزار نمایشنامه کلاسیک و در عین حال مدرن طراز اول بیرون کشید.
به گفته وی، در دهه 30 و 40 که تئاتر لالهزار رونق گرفت، نگاههای سطحی و سادهای به ادبیات کلاسیک ایران شد که نه تنها معاصر به شمار نمیرفتند بلکه یک عکس برگردان ناقص از ادبیات کلاسیک بودند. مراجعه به این گنجینه گرانبها برای تبدیل کردن به درام، درامی که اسلوب آن صحیح باشد بسیار دشوار است؛ یعنی لازمه آن مطالعه عمیق فرهنگ، تاریخ، ادبیات است و تسلط به شیوه درامنویسی کلاسیک و مدرن.
به باور ابراهیمیان، اینگونه تحقیق کردن کار پر زحمتی است و کمتر کسی به سراغ این گنجینههای سرشار و گوهرهای ناب رفته؛ هرچند در این زمینه رجوع به ادبیات کلاسیک انجام شده که وی بیشتر آنها را به عنوان دستمال افشانی و اندام پراکنی میداند نه تئاتر. وی ادامه داد: ولی من تلاش کردم درام ایران را در حد توان به دوران شکوهمند درامنویسی آلمان یعنی دوران گوته و شیلر برگردانم؛ چون زمینههای دینی، مذهبی، فرهنگی، حماسی و اسطورهای بسیار قویتری نسبت به آنها داریم.