یک نویسنده گفت: تا زمانی که حرفهای ناگفته از جنگ باقی است، ادبیات دفاع مقدس هم وجود دارد.
مرتضی اسدیمرام در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 و به واسطهی اتفاقهایی که در جامعه رخ داد، ادبیات ایران همراه با بزرگترین اتفاق این دوران یعنی انقلاب مردم ایران علیه ظلم و ستم، به تقویت و جهتدهی حرکت تودههای مردم در مقابله با رژیم ستمشاهی پرداخت. این نوع ادبیات که به افشاگری و تخریب رژیم طاغوت نظر داشت، همزمان مردم را به مقاومت در برابر فشارها تشویق میکرد که میتوان از آن به عنوان ادبیات مقاومت یاد کرد.
او در ادامه گفت: ادبیات و رویکرد آن پس از پیروزی انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی علیه کشورمان، سمت و سوی خود را تغییر داد و شکل تازهای به خود گرفت. تشویق تودههای مردم برای مقابله با دشمن، دفاع از میهن اسلامی و پایداری در برابر متجاوز از جمله موضوعاتی بود که ادبیات ما در این زمان با استفاده از قدرت تبلیغی خود، اسطورهسازی و قهرمانپروری توانست روحیهی حماسی و پایداری را در مردم زنده و نقش مؤثر خود را ایفا کند.
او با اشاره به اینکه انقلاب، ادبیات مقاومت و جنگ و ادبیات پایداری را به وجود آورد، افزود: دفاع مقدس پتانسیل بسیار بالایی را برای هنرمندان ایجاد و زمینهی فعالیت گستردهی آنان را در پرداختن به موضوعات مختلف فراهم کرد. خلق آثار ادبی و هنری ارزشمند در دوران دفاع مقدس و ثبت و ضبط افتخارات این دوران و انتقال آن به نسلهای بعدی از طریق هنر و ادبیات از جمله فضاهایی بود که جنگ و دفاع مقدس بر روی هنر و ادبیات باز کرد.
این نویسنده گفت: ادبیات دفاع مقدس الهامگرفته از یک واقعیت است. ماتمها در دفاع مقدس برگرفته از واقعیتهاست؛ هرچند تخیل هم در کنار این واقعگرایی هست؛ اما سمت و سوی این نوع ادبیات بیشتر به سمت حقیقت است.
او افزود: پرداختن به حرفهای ناگفتهی جنگ، پرداختن به بخشی از تاریخ این ملت است. اما متأسفانه به دلیل اینکه ادبیات جنگ، ادبیات شعارزدهای بوده و جوانان ما نسبت به آن این ذهنیت را دارند که قهرمانپرورانه است، به سمت آن گرایش ندارند و جذابیتی هم برایشان ندارد.
اسدیمرام در پایان خواستار توجه بیشتر مسؤولان و نهادها به این نوع ادبیات شد و گفت: برگزاری جشنوارههای مختلف ادبی و هنری و چاپ و انتشار آثار ارائهشده در آنها میتواند در انتقال مفاهیم و بیان واقعیات دفاع مقدس تأثیرگذار باشد.