کتاب نیوز  شناسنامه

هندسه‌ی معرفتی فردید/ عبدالحسین خسرو پناه

چکیده‌ی سخنرانی در همایش "آنان که می‌اندیشند" / سمیه رودسرابی

تقریباً پنج محور مهم در اندیشه‌های "سید احمد فردید" وجود دارد که از نظر من، هر پنج محور نیاز به تحلیل دارد. فردید دیدگاهی نسبت به فلسفه غرب، فلسفه و کلام اسلامی، علم الاسماء تاریخی، عرفان اسلامی، روشنفکری دینی، تفکر و هنر دارد که تقریباً می‌شود گفت این پنج محور، پنج رکن مهم در هندسه‌ی معرفتی و گفتمان فکری وی هستند.

فلسفه‌ی غرب و فلسفه‌ی اسلامی 
مقصود او از فلسفه‌ی غرب، تمام فلسفه‌ی غرب است، از یونان باستان تا فلسفه‌ی معاصر؛ یعنی دوره‌ی یونان باستان قبل از سقراط، بعد از سقراط و هلنیزم و دوره‌ی قرون وسطی و دوره‌های بعد که دوران رنسانس و معاصر را شامل می‌شود. فردید به کل فلسفه‌ی غرب نقدهای اساسی دارد و نقدهایش به غرب نیز صبغه‌ی فلسفه دارند. به اعتقاد وی، غرب جدید از تفکری فلسفی نشأت می‌گیرد، بنابراین چنانچه فلسفه‌ی آن نقد شود، طبعاً غرب هم نقد خواهد شد. در میان فلاسفه‌ی غربی، تنها افکار‌ «هایدگر» مورد قبول فردید است. وی تقریباً اولین کسی است که به شرح آراء هایدگر در ایران پرداخت. البته ایشان نقدهایی نیز نسبت به اندیشه‌ی هایدگر وارد کرده‌اند.

از نظر وی، هایدگر در مقام تفکر خویش، از ادراک تام نورمحمدی و ظلمات عصر غیبت بقیه‌الله در آخرالزمان که در ساحت دینی می‌توان درکش کرد، محروم است. به عبارت دیگر فردید بخش سلبی اندیشه‌‌ی هایدگر نسبت به غرب را کاملاً قبول دارد؛ اما معتقد است که در تفکر شرقی ما، بخش‌هایی ایجابی وجود دارد که هایدگر به این بحث‌ها وارد نشده است. بنابراین، فردید زیربنای فلسفه‌ی غرب را فلسفه‌ی یونان می‌داند و انسان یونانی را، مظهر و ظل طاغوت معرفی می‌کند. غربزدگی ایشان تعبیر دیگری از یونان‌زدگی است، به همین جهت، همه‌ی جریان‌های زاییده‌ی فلسفه‌ی غرب، اعم از جریان‌های چپ و راست را نقد می‌کند، البته انتقاد وی از جریان راست بیشتر از نقدی است که به جریان چپ دارد. از نظر وی، معتقدین به جریان راست که "پوپر" نمایندگی ایشان را به عهده داشت، به دنبال حفظ وضع موجود بوده و از گذشته دفاع می‌کنند. ولیکن جریان چپ، به دلیل تشویق مبارزه و انقلاب، قابل قبول‌تر هستند. البته انتقاداتی نیز در این رابطه مطرح می‌کنند از جمله این که مارکسیسم گرفتار نوعی خودبنیادی و طاغوت‌زدگی است.

فردید دوره‌ی 2500 ساله‌ی شاهنشاهی را دوران طاغوت‌زدگی می‌نامد و صد سال اخیر را غربزدگی مضاعف می‌داند و در همین راستا و به سبب علاقه‌ای که به جریان‌های انقلابی داشته از انقلاب اسلامی ایران نیز دفاع می‌کند. نکته‌ی دیگری که درباره‌ی رویکرد وی نسبت به غرب وجود دارد این است که، نمی‌توان بخشی از غرب را پذیرفت بخش دیگر آنرا رد کرد، به عبارت دیگر از نظر فردید، نمی‌توان غرب را تکه تکه کرد، یا باید همه‌ی غرب را تأیید کنیم یا همه‌ی غرب را رد کنیم.

از طرف دیگر از آنجایی‌که غرب زاده‌ی فلسفه است و فلسفه‌اش زاییده‌ی فلسفه‌ی یونان است و فلسفه‌ی یونان فلسفه‌ای خودبنیاد است، طبعاً گرفتار طاغوت‌زدگی است. به همین جهت فردید نسبت به فلسفه و کلام اسلامی نیز خوشبین نیست، به عبارت دیگر نه حکمت صدرایی را تأیید می‌کند و نه حکمت اشراقی و نه حکمت و فلسفه‌ی اسلامی را چرا که به زعم وی این بزرگان نیز متأثر از فلسفه‌ی یونان بوده و در نتیجه طاغوت‌زده هستند. ایشان حتی کلام و دین پژوهی را نیز به سبب این که از فلسفه‌ بهره می‌گیرد؛ تأیید نمی‌کند. فردید "ملاصدرا" را یک غربزده‌ی ملایم معرفی می‌کند و معتقد است فلسفه‌ی صدرایی به بی‌تقوایی منجر می‌شود؛ چرا که در فلسفه‌ی او تقوی فراموش شده است.

نتیجه‌ی این نوع نگاه این می‌شود که با فلسفه‌ی اسلامی نمی‌توان به جنگ غرب رفت و آن را نقد کرد. ایشان تصریح می‌کند که با فلسفه‌ی «حاجی سبزواری» نمی‌توانید غرب را نقد کنید. چرا که فلسفه‌ی وی متعلق به زمان خودش بوده و غرب امروز با غرب زمان وی تفاوت‌های بسیاری کرده است. بنابراین حتی اگر فلسفه‌ی اسلامی طاغوت‌زده نباشد، به علت تعلقی که به دوران گذشته دارد، ناتوان است. نکته‌ی دیگر این است که علی‌رغم انتقاداتی که ایشان به فلسفه و حکمت و کلام اسلامی دارند، نسبت به عرفان اسلامی، سنت‌های شرقی و حکمت انسی علقه‌ی خاصی دارند و معتقدند که ایشان درک و دریافت مناسبی از "وجود" فی‌نفسه و "هستی" داشتند.

از نظر فردید میان عرفان نظری "ابن‌عربی" با هایدگر قرابتی وجود دارد، به عنوان مثال مفهوم «دازاین» هایدگر با مفهوم «انسان کامل» ابن عربی شباهت‌هایی دارد. البته همان‌طور که گفته شد بهره‌ی فردید از هایدگر جنبه‌ی سلبی داشته است و بخش ایجابی نقد غرب و فلسفه‌ی اسلامی در دستگاه فکری او را حکمت انسی و عرفان ابن‌عربی تأمین می‌نمودند. بحث علم‌الاسماء تاریخی نیز در همین راستا مطرح شده است.

علم‌الاسماء، روشنفکری دینی و هنر
به اعتقاد ایشان هر دوره‌ای مظهر اسمی است و انسان در میان موجودات، مظهر تام اسماءالهی است، لذا انسان مظهریت تاریخی دارد و تمدن غرب نیز مظهر منسوخیت تاریخ است.
از نظر وی بشر ناگزیر از گام نهادن به مرحله‌ی مبادی علم الاسماء تاریخی بوده و هم چنین باید این مرحله را تکمیل نماید. بحث علم‌الاسماء از مباحث بسیار مهمی است که بخش‌هایی از کتاب "فصوص الحکم" ابن عربی را نیز به خود اختصاص داده است و همین مطلب گویای تأثیر ژرف عرفان نظری ابن‌عربی بر ایشان دارد. در راستای همان اعتقاد ایشان به طاغوت‌زدگی غرب به سبب تأثیرش از فلسفه، روشنفکری دینی نیز به سبب تأثیر‌پذیری از فلسفه‌ی غرب، در آراء ایشان مردود اعلام می‌شود.

لذا ایشان معتقد است که نه تنها ابن سینا و ملاصدرا، بلکه تمام روشنفکران دینی، در مسیر انحرافی گام نهاده‌اند. فردید برخی از افراد را با عناوین متحجر، لیبرالیست، طاغوت‌زده، مصداق کفر بالقوه و ... نام می‌برد که بر آن بودند تا علم غربی را با علم قرآنی تطبیق دهند. به زعم وی، خدای بازرگان، خدای بورژوازی و لیبرالیسم است؛ خدای اعلامیه‌ی حقوق جهانی بشر است؛ آزادی آنها، آزادی نفس اماره است. البته پس از آن اعلام می‌دارد که: ‌من طرفدار مارکسیست نیستم؛ ولی معتقدم اول باید روشنفکری، لیبرالیسم، نئولیبرالیسم و ... را نقد کرد و سپس به سراغ مارکسیسم آمد.

به طور کلی فردید با طرفداران جامعه‌شناسی پوپر و "گورویج"، شریعتی، سید قطب، طالقانی، مرحوم مطهری و ... مخالف است. چرا که به عنوان مثال دین پژوهی مطهری، دین پژوهی فلسفی است و بیشتر از حکمت متعالیه استفاده کرده است و از جانب دیگر، مطهری از غرب هم استفاده کرده و حتی بعضی حرف‌های غربی‌ها را نیز قبول دارد، به عبارت دیگر، مطهری به نفی کلی و مطلق غرب قائل نیست.

فردید اصطلاحی را از فلسفه‌ی اسلامی اقتباس کرده است که با بهره‌گیری از آن دیدگاه خود را در رابطه با تفکر و هنر مشخص می‌نماید. به بیان وی، تفکر یا حصولی است و یا حضوری. تفکر حضوری همان تفکر اصیلی است که در قرآن و روایات آمده است؛ ولیکن "تفکر حصولی" همان عقل معاش و تفکر حسابگر است؛ که در غرب بوده است. از نظر ایشان، هنر را به خودی خود و فی حد نفسه، جزو تفکر حضوری باید دانست و با تفکر حضوری باید تبیین نمود.

معروف است که فردید فیلسوفی شفاهی است و آراء او از طریق شاگردانش، نقل شده است. از جانب دیگر شاگردان ایشان نیز در نقل‌های خود اختلاف نظرهای بسیاری دارند. مرحوم "مددپور" مدعی بود که در کتاب "دیدار فرهی" حرف‌های استاد را تبیین نموده و چیزی از خود نیفزوده است، ولیکن برخی از هم دوره‌ای‌های وی برآنند که مطالب این کتاب ناشی از کج‌فهمی مرحوم مددپور از درس‌های استاد است. در اینجا من بر اساس فهمی که برخی از شاگردان فردید از منظومه‌ی فکری وی داشته‌اند این مطالب را گزارش دادم.


چند اشکال اساسی
از نظر من چند اشکال اساسی بر آراء فردید وارد است که به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنم. مسئله‌ی اول این که فردید، فارغ از هر گونه گرایش سیاسی یا مذهبی که داشت و تنها با تمرکز بر منظومه‌ی فکری‌اش، بیش از آن که فیلسوف ایجابی باشد؛ فیلسوف سلبی است، به عبارت دیگر هیچ جریانی و شخصی از تیغ شمشیر او در امان نمانده است. تنها بحث ایجابی که در نظرات وی وجود دارد، بحثی ابتر و ناقص است که از کتابهای مکتب ابن‌عربی نظیر "تمهیدالقواعد"، "شرح فصوص"، "مصباح الانس" و ... گرفته شده است. از جانب دیگر به نظر می‌رسد که فردید علم‌الاسماء ابن‌عربی را نفهمیده است و اصلاً فضای حاکم بر مباحث "وحدت وجود" و تجلیات و تعیناتی که در عرفان انسی و حکمت انسی وجود دارد را درک نکرده است.

به هر حال فردید به عنوان یک "هرمنوتیست" که می‌خواهد از هرمنوتیک هایدگر استفاده کند، ناگزیر از پذیرش نسبیت فهم است. کسانی که با هرمنوتیک هایدگر آشنایی دارند و مشرب هایدگر را که هرمنوتیک "گادامر" است؛ می‌شناسند می‌دانند که هرمنوتیک و فهم‌شناسی و ماهیت فهم‌شناسی هایدگر و گادامر مبتنی بر نسبیت فهم بود.

حال سوال ما از فردید این است که آیا معیاری برای فهم صحیح از سقیم قائل هستند یا خیر؟ به هر حال فلسفه‌ی اسلامی و فلسفه‌ی غرب که از جانب شما مورد نقد و شماتت قرار می‌گیرند، معیاری معرفتی و مختص به خود دارند، آیا شما نیز معیاری معرفتی دارید؟ اگر معیاری نداشته باشید اصلاً دیگر حق ندارید به ملاصدرا یا بوعلی‌سینا اشکال بگیرید که اینها کفر بالقوه‌اند یا طاغوت زده‌اند، چرا که به عنوان مثال مبنایشان با مبانی شما سازگاری ندارد. شما که مبنا و معیاری ندارید یا مبنایتان فاقد معیار است.

از طرف دیگر نیز اگر معیاری دارید معرفی کنید. هیچ کدام از شاگردان ایشان معیار فردید را معرفی نکردند. مسئله‌ی دیگر این است که کسی که معیار نداشته باشد؛ نمی‌تواند سراغ حکمت انسی برود. چرا که همه‌ی عرفای ما در عرفان نظری، از جمله ابن‌عربی که مؤسس عرفان نظری است و شاگردان وی و حتی متأخرینی نظیر مرحوم "الهی قمشه‌ای"، "آیت‌الله حسن زاده" و ... معیاری برای معرفت قائل هستند، به عبارت دیگر تعارضی میان حکمت متعالیه و عرفان نظری در وجود معیار نمی‌بینند.

از نظر من اگر فردید حکمت متعالیه را رد کند؛ نمی‌تواند حکمت انسی ابن‌عربی را بپذیرد. ملاصدرا در جلد دوم اسفار، در ذیل بحث «تتمه فی بعض اخبایا» صریحاً بحث وحدت وجود را مطرح می‌کند و بحث علیت را به تشأن بر می‌گرداند. و فردید به اینگونه بحثهای ملاصدرا توجه نداشته‌اند.

مسئله‌ی دیگر در باب تفسیر مرحوم فردید از تفکر حصولی و حضوری مطرح می‌شود. همان طور که عنوان شد؛ ایشان تفکر حصولی را همان عقل معاش و تفکر حسابگری می‌داند که در غرب حاکم است و تفکر حضوری را تفکر قرآنی و اصیل می‌داند. حال نکته این است که اولاً همه‌ی آیات و روایات در زمزه‌ی علم حصولی جای می‌گیرند ولو این که منشأشان حضوری باشد. در منطق معروف است که اگر مطلبی به قضیه درآمد، تبدیل به علم حصولی می‌شود؛ حتی اگر منشأش علم حضوری باشد.
بنابراین الفاظ قرآنی (مقصودم تفسیر ما از قرآن نیست)، علم حصولی است.

از جانب دیگر مرحوم فردید که معتقد بودند تنها تفکر حضوری تفکر اصیل است، چندبار سیر و سلوک عرفانی داشته و به علم حضوری شهودی دست یافته‌اند؟ ابن‌عربی در مقدمه‌ی فصوص‌الحکم از سیر و سلوک خود سخن می‌گوید و این کتاب را نتیجه‌‌ی یک حقیقت، رویای صادقه و کشف و شهود می‌داند. بنابراین لازمه‌ی علم حضوری که حکمت انسی را می‌سازد، سیر و سلوک و طی منازل عرفانی است. وقتی منظومه‌ی فکری فردید از علم حصولی است؛ چگونه می‌توانند از اصالت علم حضوری سخن گویند؟ همین سخن که غرب را نمی‌توان یکپارچه تأیید یا رد کرد، نیاز به دلیل دارد. ثانیا، علم حصولی اعم از علوم حسابگری است و انحصار تفکر حصولی به دست محدودی از علوم نیز نارواست.

مطلب دیگر اینکه اصلاً به چه دلیل ما نباید مبانی فلسفی غرب را بپذیریم؟ کل این علم و تکنولوژی و صنعتش را نباید بپذیریم؟ آنها مکرراً عنوان می‌کنند که چنانچه مبانی متافیزیکی غرب را تغییر دهیم، الزاماً تمام پارادایم‌های علمی و تکنولوژیکی که زاییده آن علم است؛ تغییر می‌کند. آیا یک صنعت با تغییر مبانی آن به صنعتی دیگر تبدیل خواهد شد؟ آیا قوانین سه‌گانه‌ی نیوتن، قواین انیشتین، فیزیک کوانتوم و ... تغییر پیدا می‌کند؟

مسئله‌ی اساسی این است که نباید مباحث این چنینی را به صورت کلیات رها کرد و سپس بر همین مبانی کلی جریانی اجتماعی شکل داد و کل کشور را به آن سو حرکت داد. اشکال مهم دیگر بر آقای فردید، غفلت از این نکته است که، حاکمیت عقلانیت عارفانه بر جامعه‌ی ما بزرگترین مانع تولید علم و نهضت نرم‌افزاری است که باید در آن تأمل کرد. البته عقلانیت جامع‌نگر همراه با رویکرد عرفانی برای تولید علم می‌تواند مفید باشد.

امیدوارم منتقدان با رعایت سهم اخلاق و منطق به دیدگاه بنده پاسخ گویند.

ماهنامه‌ی برداشت اول

۱۳۸۷/۱۲/۰۳
 مطالب مرتبط 

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
۱۳۸۸/۱۱/۰۶
چگونه نقد کتاب بنویسیم / یونس شکرخواه
شما را راضی کرد؟ چرا بله و چرا خیر؟ آیا دلایل و مستندات نویسنده در خدمت نتیجه‌گیری او هست؟ آیا کتاب، اندیشه شما را به چالش طلبیده است یا دانش شما را بالا برده است؟ یا اینکه نویسنده صرفا آنچه را که شما می دانسته‌اید، به شکل دیگری عرضه کرده است؟ آیا خوندن این کتاب را به دیگران توصیه می‌کنید؟ به چه کسانی؟
۱۳۸۸/۱۰/۲۰
ضد ولایت فقیه؟!
به معاویه ... اهانت نمی‏کنم. تاریخ‏گویی، یک حرف است؛ اهانت، حرف دیگری است... در زمان امام(رض) می‏دیدیم که ایشان مطلبی را می‏فرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمی‏دادند؛ نمی‏شود گفت اینها ضدّ ولایت فقیه‏اند... عدّه‏ای فریادهای خود را بر سرِ خودی‌ها کشیدند؛ به دیگران هم یاد می‏دهند که بر سرِ همدیگر فریاد بکشند!... نظام اسلامى به ما و امثالِ من و شما وابسته نیست.
۱۳۸۸/۱۰/۱۷

بایگانی
"جان عزیز" صدرنشین شد
کنسرت گیتار فلامنکو در خانه‌هنرمندان
فیلم‌های پذیرفته‌شده در جشنواره‌بم
راهپیمایی‌های بهمن57 در عکسخانه
اکران "به رنگ ارغوان" از 28 بهمن‌ماه
اجرای ستارگان موسیقی پاپ در کانون
"ضد مسیح" فون تریر جوایز سینمای دانمارک را درو کرد
"بالا" بهترین انیمیشن بلند 2009
"‌آرت اکسپوی 88" در خانه هنرمندان
"تعزیه" در خانه موزه استاد مطهری
"مکاشفه درباب یک مهمانی خاموش" در تماشاخانه‌ی ایرانشهر
نقاشی پشت‌شیشه در گالری جهان‌نما
آثار حجمی اسماعیل رضایی در صبا
"چلچراغ عاشورا" در نگارخانه چلیپا
آلبوم "یک نگه کرد و گذشت"
"حقیقت ابدی" در فرهنگسرای خاتم

بایگانی  
خنکای سپیده‌دم دیدار
سارا شخصی
بعد از ظهری، حضرت آدم
ایتالو کالوینو/ رضا قیصریه
نمدی پوش
احمد شاکری
هشت بهشت
محسن حدادی
هفت شهر عشق
روژه ایکور/ ابوالحسن نجفی
کپسول نذری
سید علی موسوی
یأس‌های یک دوزیست درک نشده
شهرزاد بهمنی

بایگانی  
سر‌ خمّ‌می سلامت شکند اگر سبویی
فصیح الزمان شیرازی
شعر، گم کرد دست و پایش را
محمد مجتبی احمدی
من از سطح سیمانی ‌قرن می‌ترسم
سهراب سپهری
خورشید‌من برآی که وقت دمیدن‌است
سید علی خامنه‌ای
سر زلفت به کناری‌ زن و رخسارگشا
روح الله الموسوی الخمینی(ره)

بایگانی  
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
مجرمان را پیدا کنند... به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هیچ نگاه نکنند و باید مجازات شوند...رهبر انقلاب4.6.1388
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
مرکز پخش: 33355577
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
تحریم تجاری اسرائیل
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام