گزیدهای از بیانات حضرت امام خمینی(ره)

بخواهید آدم باشید باید زحمت بکشید
الآن شما جنگ با دنیا دارید. همهی تبلیغات بر ضد شما هست، همه سلاحها را به او مىدهند، همه پولها را به او مىدهند و او را تجهیز مىکنند و شما خودتانید. خودتان هستید و اتکال به خدا. این خداست که شما را حفظ کرده است، و شمایید که الآن مسئولیتتان زیاد است...
اینکه مىگویم ایران از همه جا بیشتر مسئولیت دارد براى همین است که ایران از همه جا بیشتر مورد عنایت خدا واقع شده است. کجاست که بگوید من مستقلم، نه شرق و نه غرب، هر دو را کنار بگذارد؟ و این شما هستید. وقتى شما هستید و مىدانید که انقلابها کمبود دارد، انقلابها زحمت دارد، بخواهید آدم باشید باید زحمت بکشید، بخواهید ارزش انسانى خودتان را حفظ کنید زحمت دارد. نمىشود که انسان توی خانهاش بنشیند و ارزشهاى انسانىاش محفوظ باشد. هرکس توی خانه مىنشیند و اعتزال مىکند توسرى هم مىخورد، لکن نمىفهمد که دیگر آدم نیست. شمایى که مىخواهید آدم بشوید زحمت دارد آدم شدن. مىخواهید سرفراز در دنیا باشید این زحمت دارد؛ بیخود نمىشود، اگر نوکرى آنها را بکنید دیگر ارزش ندارید، یک پول هم ارزش ندارید. اگر بخواهید از تحت سلطه همه بیرون بروید و خودتان باشید این ارزش دارد، یک ارزش انسانى است، یک شرافت انسانى است، این زحمت دارد، این گرانى دارد، این کمبودى دارد، این جهاد دارد، این دفاع دارد، این شهادت دارد، این براى ارزش انسانى است.
همین است که انبیا براى او کار کردند. همین است که امام حسین براى او کشته شد. اگر آن هم فکر مىکرد که زحمت دارد، اصحاب او هم با آن کمى فکر مىکردند زحمت دارد، که توانستند یک همچو انقلابى را بجا بیاورند که تا حالا هم اثرش باقى مانده است. ولى وقتى براى خدا شد، زحمت کم مىشود. 1

طبقهی هفتم جهنم
...حالا که این طبقهی مستضعف، این طبقهاى که دیگران ضعیف مىشمردند و بحمداللَّه قوى بودند. این طبقهاى که اینها مىگویند طبقه سوم- و اینها طبقه اول هستند و آنها طبقه جهنمى سوّم بلکه هفتم- اینها بودند که براى کشور کار کردند؛ اینها این سد بزرگ را شکستند. این طبقه بودند که راه را باز کردند. حالا آقایان از امریکا و اروپا سرازیر شدند به اینجا و مىخواهند استفاده کنند. بعضى بانوان هم که هیچ دخالت در این مسائل نداشتند حالا سر این خوان یغما خیال خودشان این است که استفاده کنند.
الآن هم شما _ طبقهاى که خداوند حفظتان کند، خداوند سعادت به شما بدهد _ شما هیچ توقعى ندارید. شما همان خدمتگزار براى اسلام بودید، حالا هم هستید. هیچ کدام توقع ندارید به اینکه چه بشوید و چه بشوید. خدمت را شما کردید و بعد هم شما مىکنید، آن توقعدارهاى بیجا که هیچ به این امور کار نداشتند، یک نفر کشته ندادند، آنها حالا آمدند، یکى مىخواهد وزیر بشود، یکى مىخواهد وکیل بشود، یکى مىخواهد چه بشود. این یک خیال خامى است در سر اینها. خوب است که در کارهاى خودشان تجدیدنظر بکنند. این یک خیال باطلى است که دیگران زحمت بکشند و شما آرام باشید و در محل خودتان یا در خارج، و حالا بیایید و بخواهید منفعت زحمت دیگران را شما ببرید.
...همان طبقهی کارگر و همان طبقهی کشاورز و همان کاسبهاى جزء و همان اشخاصى که در دانشگاهها هستند و محروم... اینها بودند که این نهضت را به پیش راندند. و حالا هم اینها توقعشان اینقدرها نیست که آنها هست. آن توقعدارها آنهایى هستند که هیچ کارى نکردند. آنها حالا آمدهاند مىخواهند مثلًا فرض کنید رئیس جمهور بشوند؛ آنها حالا آمدهاند مىخواهند نخست وزیر بشوند. آنهایى که بلندگوى همین دستگاه بودند؛ حالا مىخواهند که یک کارى انجام بدهند؛ دوباره در اینجا بیایند. انقلابى شدهاند همه امروز. هرکس مىآید پیش ما مىگوید که ما مبارز بودیم! من مىبینم، مىدانم دروغ دارد به من مىگوید؛ لکن خوب من چه بگویم به این آدم. «ما در آن زمان مبارز بودیم، ما حبسها دیدیم چه دیدیم»! از این گزاف گوییها. خیال مىکنند که من بىاطلاعم. خوب، من اطلاع دارم که شما آن وقت همهتان یا بسیارىتان نوکر بودید! بسیارىتان کارهایتان براى آنها بود. حالا آمدهاید انقلابى شدهاید. خیر، شما انقلابى نیستید، و نخواهید بود. هر روزى که خداى نخواسته یک تقّى بلند بشود و یک شکستى خداى نخواسته پیدا بشود، شما از آن اشخاصى هستید که فوراً جلو مىآیید و مى گویید زنده باد کذا! ما شماها را مىشناسیم. خودتان را اصلاح کنید. یک قدرى توجه داشته باشید.
ما باید براى این طبقهی کارگر و کارمند، که طبقهی ضعیف هستند، طبقهاى هستند که شماها اینها را پایین مىدانید و اینها از همهی شما بالاتر و بلند مقامتر هستند، باید دولتها براى اینها کار بکنند. شما که آلاف و الوف دارید و در بانکها دارید و در خارج دارید و در داخل دارید و شرکتها دارید و تجارتها دارید، شماها چه مىگویید؟ اینهایى که هیچ چیز ندارند در این امور دخالت کردند. خدا مىداند آن روزى که من در تلویزیون دیدم که نمایش مىداد این زاغهنشینان تهران را، وقتى پرسید از یکىشان که خوب شما اینجا چه مىکنید. گفت ما صبحها که مىشود با بچه هامان مىرویم به تظاهرات. این زاغهنشین بیچاره تظاهر کرده است و این پیروزى را آورده است. دولتها باید براى این زاغهنشین یک کارى بکنند. شماها که کنار نشسته بودید حالا آمدید مىخواهید که استفاده کنید. استفاده چیها بروند سراغ کارشان! 2

این انقلاب بدون انقلاب درونی، هیچ ندارد
من این جشن بزرگ را و فى الحقیقه عید اسلامى بزرگ را بر همه ملتهاى اسلامى بلکه محرومان تمام دنیا تبریک عرض مىکنم. تبریک براى اینکه این انقلاب، انقلاب ایران نیست. این انقلاب با انقلابهاى سایر کشورها و انقلابهایى که در دنیا اتفاق افتاده است، فرق دارد. انقلابهایى که در دنیا تا کنون اتفاق افتاده است، قدرت را از دست یک قدرتمند، یک جابر، به دست یک جابر دیگرى که یا مثل این یا بالاتر از این است منتقل مىکردند.
شما مطالعه کنید در حال انقلابهایى که در دنیا پیدا شده است یا کودتاهایى که هر روز واقع مىشود و شده است، ببینید که آیا وضع آنجا چطور است؟ جز این است که با اغفال مردم یک انقلاب پیدا شده است و یک قدرتى را کنار گذاشتهاند، یک قدرت مشابه او یا بدتر از او را سر کار آوردهاند؟ هیچ در حال ملتها فرق حاصل نشده است یا حال ملتها بدتر شده است. این انقلاب فرانسه، آن انقلاب شوروى، مطالعه کنند اشخاص، ببینند که آیا قبل از این انقلابها چه بوده است و حالا چى هست و آیا به حال ملتها یک اثرى حاصل شده است؟ فکرى براى ملتهاشان کردهاند یا همهاش اعمال زور است و قدرت؟
انقلابى که در ایران واقع شد، قبل از انقلاب مهم که کوبنده بود، یک انقلابى در باطن مردم حاصل شد. آن انقلاب گرایش اقشار ملت به اسلامى که تا این عصر خصوصاً، در این سدههاى آخر به طاق نسیان سپرده شده بود و از اسلام جز یک آداب خشک که هیچ به حال دیگران ضررى نداشت و هیچ در فکر ملتها نبودند، همین باقى مانده بود. این ملت به خواست خداى تبارک و تعالى و با عنایات خاصه او، اول منقلب شد در معنویات. جوانها از آن حال سابق برگشتند به یک حال اسلامى و فهمیدند که اسلام چه باید باشد و چه باید بکند، دنبال او آن انقلاب حاصل شد. اگر آن مسئله حاصل نشده بود، انقلاب اینجا هم مثل یکى از انقلابهاى دیگرى بود که حالشان را مىبینید و دیدید. آن چیزى که در اینجا حاصل شد و باید او را جزء معجزات، ما حساب بکنیم، همان انقلاب درونى این ملت بود.
انقلاب درونى این ملت موجب شد که این انقلاب پیدا شد و همان انقلاب درونى آنها و شناخت آنها از اسلام و توجه آنها به خداى تبارک و تعالى موجب شد که در تمام این دورهاى که ما در آن هستیم، از اوّلى که قیام شد و بعد به انقلاب مبدل شد و بعد پیروز شد و تا الآن، روز به روز مىبینید که حضور ملت و تعهد ملت رو به افزایش است. این نه براى انقلاب است، براى انقلاب درونى است. انقلاب همه جا بوده است، بسیارى از جاها بوده است، این انقلاب درونى است که پیدا شد در این کشور و در این مملکت و نیست الّا به عنایات خداى تبارک و تعالى. ما از خود چیزى نداریم، هرچه بود عنایات او بود که این عنایات موجب شد که این انقلاب باطنى پیدا بشود و از آن حالتى که همه خود ملت ما مىدانند در سابق بود، به این حالت که حالا مىبینند متحول شده است. این موجب شد که انقلاب پیروز شد. پیروزى را ما باید از انقلاب درونى مردم جستجو کنیم و تا این معنا حاصل نشود انقلابها یک انقلابهاى تحویل قدرت از او به قدرت دیگر است و وضع براى ملت همان جور که بوده، مىباشد.
... در هر صورت تکلیف زیاد است، بزرگ است براى همهمان. ما براى ادامهی این انقلابى که هست و ادامه این، تکلیف زیاد داریم؛ دولت تکلیف دارد، رئیس جمهور تکلیف دارد، رئیس مجلس تکلیف دارد، کشاورز تکلیف دارد؛ کارگر تکلیف دارد، هر کس در هر گوشهاى از این کشور واقع شده است تکلیف دارد. تکلیف مال یک نفر دو نفر نیست، آحاد مردم یکى یکیشان تکلیف دارند براى حفظ جمهورى اسلامى، یک واجب عینى، اهم مسائل واجبات دنیا، اهم است، از نماز اهمیتش بیشتر است؛ براى اینکه این حفظ اسلام است، نماز فرع اسلام است. این تکلیف براى همه ماست، هیچ فرقى مابین ترک و فارس و کجا و کجایى ندارد، سیستانى و بلوچستانى و اینها. و این تکلیف براى همه دنیاست. حفظ دینِ حق، یک حکمى است براى همه دنیا، در رأس واجبات براى همه دنیا واقع شده، منتها غیر مسلمین چون اعتقاد به اسلام ندارند مىگویند خوب، اسلام واجب کرده، به ما چه، اما مسلمین که اعتقاد دارند. آن مسلمى که در افریقاست، حفظ جمهورى اسلامى برایش واجب است؛ براى اینکه از اینجا ممکن است که- یعنى، ان شاء اللَّه، خواهد شد- انعکاسش در همه جا خواهد شد و شده است الآن.3
....................................
1. سخنرانى در جمع اعضاى شوراهاى محلى توزیع کالا در تهران - 11 بهمن 1362
2. سخنرانى در جمع بانوان مشهدی. قم 26 اردیبهشت 1358
3. سخنرانی در 22 بهمن 1364- تهران، حسینیه جماران