کتاب نیوز  شناسنامه

مستور . مصطفی

 

 

مصطفی مستور، در سال 1343 در اهواز متولد شد. دیپلم ریاضی فیزیک خود را در سال 63 گرفت و سپس در دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته مهندسی عمران قبول شد و بعد از گذشت یک سال به دانشگاه شهید چمران اهواز انتقال یافت. در سال 1367 فارغ‌التحصیل شد. اولین اثر ادبی وی داستان «مثل یک قاصدک» بود که در سال 1369 در مجله کیان منتشر شد. مجموعه داستان «عشق روی پیاده‌رو» شامل 12 داستان کوتاه است که در سال 1377 نشر کویر تهران آن را چاپ کرد.

کتاب «مبانی داستان کوتاه» پژوهش نظری درباره مؤلفه‌های داستان کوتاه است که به همت نشر مرکز در اردیبهشت 79 چاپ شد. در اسفندماه همان سال رمان «روی ماه خداوند را ببوس» را چاپ کرد که به مدت کوتاهی به چاپ یازدهم نیز رسید. این رمان برنده جایزه ادبی قلم زرین در سال 81 و به عنوان بهترین رمان در سال‌های 79 و 80 انتخاب شد. در سال 1380 مجموعه داستان «فاصله و داستانهای دیگه» شامل داستانهای کوتاهی از نویسنده آمریکایی ریموند کاروبر را نشر مرکز چاپ کرد.

در سال 82، «پاکتها و چند داستان دیگه» مجموعه 9 داستان دیگر از ریموند کارور بود که نشر رخش آن را به چاپ رساند و همان سال یک مجموعه داستان از مستور را نشر چشمه تهران منتشر کرد. در سال 1383 مجموعه داستان «من دانای کل هستم» شامل 7 داستان کوتاه را انتشارات ققنوس چاپ کرد. در همان سال رمان «استخوان خوک و دست‌های جذامی» را نشر چشمه چاپ کرد که برگزیده سومین جایزه ادبی اصفهانی شناخته شد و عنوان بهترین رمان سال 1383 را از آن خود کرد. مجموعه داستان «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین و بی‌نقطه» نیز در سال 84 چاپ شد.

مستور در سال 82 داور جشنواره اصفهان بود ودر همان سال در جشنواره «روزهای ادبیات انطاکیه» که در ترکیه در اردیبهشت 84 برگزار شده بود، شرکت داشت. او در زمینه شعر نیز دستی دارد.

مستور هم‌اکنون کارمند شرکت نفت است.

از وی در حال حاضر 3 عنوان کتاب در دست انتشار است.

-داستان فلسفی «دویدن در میدان تاریک مین» که برای مجوز هنوز به سرانجام نرسیده است.

-کتاب «پرسه در حوالی زندگی» که عکس‌نوشتی است از عکاسان برجسته جهان که برای هرعکس یک روایت در قالب شعر یا داستان نوشته است.

مستور از امیدهای داستان‌نویسی پس از انقلاب است که به نظر او سیاست‌زدگی، ادبیات بعد از انقلاب را به دو نیم کرد و به شکوفایی آن ضربه زده است.

او نویسنده را کسی می‌داند که در جهان داستانی خودش زندگی می‌کند و تجربیاتش را منعکس می‌کند و تا وقتی که به خودش پایبند است، تجربیاتش هم اصالت دارد. اما به محض اینکه از خودش فاصله می‌گیرد، کارش خراب می‌شود.
۱۳۸۵/۰۲/۱۰
 مطالب مرتبط 
دیدار با مستور در فرهنگسرای خانواده
کارور، مینیاتوریستِ شکست / مصطفی ‌مستور
اعتراض مستور به سرقت‌های ادبی
برگردان ترکی استانبولی دو اثر از مستور
چند روایت معتبر درباره‌ی کشتن
"اهرام مصر" روی ماه ‌خداوند را می‌بوسند
چند روایت معتبر درباره‌ی مستور
"مستور" نامزد کتاب سال دفاع مقدس شد
مصطفی مستور به ترکیه می‌رود
کتاب جدید مستور رسید
برنامه‌های روز جهانی داستان کوتاه
مستور در ایتالیا از داستان‌نویسی ایران می‌گوید
لذت قدم زدن در جنگل واژگون
مصطفی مستور جنگل واژگون را نقد می کند
کله کدو
فارابی منصرف شد، استخوان خوک پودر شد
مستور و دوره جدید آموزش ادبیات داستانی
مصطفی مستور و پرسه در حوالی زندگی
استخوان خوک و دستهای جذامی، بر روی پرده سینما
بوسه بر پای استدلالیان/ مصطفی غفاری
دوماهنامه‌ی ادبی الفبا منتشر شد
مکافات 5 بوس کوچولو
هیچ قدرتی نمی‌تواند نویسنده را ساکت کند
حکایت عشقی بی‌قاف بی‌شین بی‌نقطه
روایتی معتبر از ما و عروسک گردان / محمدرضا محسنی راد
چاپ دوم استخوان خوک و دست‌های جذامی بالاخره مجوز گرفت!

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
چوبک ‌سبک ندارد / محمد رضا بایرامی
از کارهای چوبک ما به یک کلیت نمی‌رسیم که بتوانیم آن را سبک تلقی کنیم... در کارهای ناتورالیستی‌اش زیاد می‌بینید که در آن سعی می‌کند زشتی‌ها، پلیدی‌ها، پلشتی‌ها و دردهای جامعه را نشان دهد. انگار دارد لجنی را به هم می‌زند که می‌داند به هم زدنش جز اینکه بوی تعفن را در فضا پراکنده کند، ویژگی دیگری ندارد.
۱۳۸۷/۰۵/۱۱
زنده‌باد کتاب‌های ‌جیبی/سیدرضا علوی
دسته‌ی دوم هیچ ترتیبی و آدابی نمی‌جویند و از چیدمان افتضاح کتاب‌ها و بدترین نوع نگهداری و تا کردن صفحات و یادداشت ‌نوشتن در حاشیه‌ی سفید و خط کشیدن زیر سطور و بی‌نظمی در ترتیب کتاب‌ها و استفاده از کتاب‌های پهن و کوتاه به جای غش‌گیر و تلمبار کردن کتاب‌ها روی هم و از این قبیل فروگذار نیستند.
۱۳۸۷/۰۵/۲۲
میان شک و یقین / فاطمه علیزاده
جهان من دگرگون شده است. و من به هر آن‌چه نشانه‌ای از اعتماد داشته باشد، چنگ می‌زنم: چون غریقی به قدسی می‌آویزم. همان‌طور که به همراه یحیی مکی در وقف‌نامه‌اش به مستوره آویخته‌ام...
۱۳۸۷/۰۵/۲۰

بایگانی  
گرگین خان
سید علی موسوی
لحظه‌ی زخمی‌شدن حباب
مجتبی زحمتکش
پاپوش
مجید قیصری
فروشگاه عربی
زکریا تامر
انجمن مخفی / فصل دو
احمد شاکری
بعد از ظهر سگی
فرورتیش رضوانیه
بی‌پناه
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
دعوتی برای نوشیدن چای
یوسف شارونی / حسین سیدی

بایگانی  
آواز خوشت بوی دل سوخته دارد
هوشنگ ابتهاج
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
شیخ اجل سعدی
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
لسان‌الغیب حافظ
شبت خوش باد من رفتم
حکیم سنایی
یک لحظه از نگاه تو کافی است
قیصر امین‌ پور

بایگانی  
توافت‌های ایران و خارج
صالح شخصی
نحن معترضون غلیظاً للخلیج الفارسیه
حمید ربیعیان
همچون یک کدوتنبل
محمد جاوید
بررسی ابعاد ادبی"یه توپ‌دارم‌قلقلیه"
رضا احسان‌پور
مترو حیوان نجیبی است
علیرضا لبش

بایگانی  
دومین بزرگترین کتابخانه‌ی دنیا
به بزرگی یک دائرة‌المعارف
خال لب
کتاب لندن

بایگانی  
ستاره‌ای دنباله‌دار، گریزان به آغوشت
مصطفی حسن‌زاده
نشانه
مهران محرمیان
قلپ
نفیسه مرشدزاده
خدا سلام رساند و گفت...
عرفان نظر آهاری

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام